بی سرزمینی لرهای قزوین
گویا ما را از روز ازل خانه بدوش خلق کرده اندچهار قرن است که نه از خرابه های عشیره ای اجدادمان در لرستان خبری داریم و نه جایی در سرزمین قزوین . چهار قرن است که از بی وطنی رنج می بریم و خانه بدوشی را تجربه می کنیم ...
یکی از مشکلات و معضلات اساسی لرها و لکهای منطقه قزوین گسست جغرافیایی به وجود آمده در بین مردم ناشی از تقسیمات کشوریست.این منطقه که درگذشته یک جغرافیای مشترک به نام قزوین داشته امروزه براساس تقسیمات کشوری بین چهار استان قزوین ،البرز ،گیلان و زنجان تقسیم شده و مرزهای قراردادی تقسیمات سیاسی مردم این سرزمین را از هم جدا کرده است.همین امر باعث پراکندگی و عدم امکان هم افزایی نیروی انسانی درخور توجه و عدم اجماعی همگرا در مناسبات سیاسی این مناطق مانند انتخابات محلی و منطقه ای متنند مجلس و شوراها شده است .به نحوی که مردم این منطقه باجمعیتی قریب به ۸۰هزار نفر امکان تحقق حقوق شهروندی خود را در قالب یک اقلیم و سرزمین مشترک ندارندوهمیشه در همه مناطق فوق اقلیت محسوب می شوند .لرها و لکهای استان گیلان به علت اینکه از حدنصاب شهرستان شدن برخوردار نیستند نمی توانند حداقل حقوق شهروندی خود را محقق کنند ومطالبات آنها در بین جمعیت چشمگیر گیلکها گم می شود همچنانکه لرها و لکهای قزوین علی رغم داشتن جمعیتی قابل توجه به لحاظ پراکندگی روستاها و نداشتن مکان شهری مناسب ،سرزمینی را برای استقرار شهرستانی به مرکزیت لرها و لکها داشته باشند.اگر این مردم امکان داشتن یک سرزمین واحد و مشترک در یک استان (ترجیحا قزوین) را داشتندقطعا می توانستند از ظرفیت نیروی انسانی خود استفاده بهینه تری بنمایند.
تنها مرکز شهری که ظرفیت این مهم را دارد شهر لوشان از توابع شهرستان رودبار استان گیلان است ،که در مرز بین دو استان قزوین وگیلان قرار دارد. این شهر لر و لک نشین از دیر باز جزیی از بخش طارم سفلی قزوین بوده است که متاسفانه به دلایلی کاملا سیاسی به مرور زمان و در پروسه ای پنچاه ساله از قزوین جدا و به گیلان الحاق شده است .شایان ذکر است که در سه دوره گذشته انتخابات شوراها قریب به ۱۰۰ درصد از منتخبین مردم این شهر یاچگینی بوده اند یا غیاثوند که این خود دلیلی بر این ادعاست. همچنین اسناد ملکی قدیم این شهر هنوز مهر ثبت اسناد قزوین را برخود دارد.
نگفته نماند که مقاومت و پیگیری مجدانه نمایندگان و مسولین استان گیلان برای الحاق لوشان به گیلان آنهم به خاطر اینکه لوشان تنها منطقه خشک گیلان بوده و چندین کارخانه مانند سیمان و نیروگاه برق در آن مستقر است و صد البته عدم دلسوزی وسیاست شاه سلطان حسینی مسولین قزوینی در برابر پروژه انتزاع لوشان از بدنه استان قزوین باعث شده است لوشان بخشی از گیلان باقی مانده و پروژه الحاق مجدد لوشان به استان قزوین علی رغم پیگیری های مردمی مردم لوشان و طارم همچنان مسکوت باقی بماند .
اگر لوشان ازگیلان منتزع و به استان قزوین ملحق شود و بخش طارم سفلی نیز به دو بخش یکی به مرکزیت سیردان و دیگری به مرکزیت لوشان تشکیل شود. قطعا این آرزوی دیرین مردم طارم و لوشان محقق خواهد شد آرزویی که به یکی از رویاهای دست نیافتنی مردم این دیار تبدیل شده است .شایان ذکر است این گسست و افتراق سیاسی علی رقم کلیه مشکلاتی که به وجود آورده است تا کنون نتوانسته خللی در پیوندهای اجتماعی و فرهنگی این قوم ایجاد نماید . البته با روند رو به رشد بیماری انزوای فرهنگهای بومی که در سراسر کشور شیوع پیدا کرده است به نظر می رسد این روند در مناطقی که رسانه و مرکزی برای دفاع از فرهنگ خود در مقابل این تهاجم همه جانبه ندارند سریعتر خواهد بود.
لرها و لکهای قزوین پس از گذشت قرنها هنوز زبان و فرهنگ خود را دست نخورده حفظ کرده اند که متاسفانه درب این قلعه حصین امروزه گشوده شده وفرهنگهای قالب موجودیت و حیات آنرا به مخاطره انداخته اند و اگر دلسوزان فرهنگ اصیل ایرانی تدبیری برای حفظ این میراث گران بها نیندیشند در آینده ای نه چندان دور نشانی از فرهنگ اصیل ایرانی که زبان لری و لکی بخشی از آن است باقی نخواهد ماند.
این وبلاگ گزیده ای از اشعار لری خودم و همچنین اشعار لری و لکی منطقه قزوین است شایان ذکر است لرها و لکهای قزوین در ادوار مختلف مخصوصا دوران صفویه از مناطق غرب کشور مانند لرستان و کرمانشاه به این استان آمده اند . نکته قابل تامل این است که این اقوام خوشبختانه پس از گذشت چند قرن هنوز هم اصالت خود مانند زبان و پوشش و سایر شاخصه های فرهنگی خود را که از سرزمین آبا اجدادی خود به این دیار آورده اند کماکان حفظ کرده اند. اشعار زیر بخشی از هویت این خطه از ایران عزیزمان است .دوستانی که می خواهند ما را در این کار یاری نمایند می توانند با شماره همراه بنده تماس بگیرند :09127882769